عطا ملك جوينى
137
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
از مرگ حذر كردن دو روز روا نيست * روزى كه قضا باشد و روزى كه قضا نيست روزى كه قضا باشد كوشش نكند سود * روزى كه قضا نيست به دو « 1 » ترس روا نيست شبى كه قضا رسيد برين جملت حكم جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها چون روز روشن شد ، و روزى كه نه هنگام بود محاصرهء محمّد بن ملكشاه بن البارسلان همين قلعهء الموت را بعهد حسن صبّاح در مدّت يازده سال به چند بار با قلّت عدد و ذخيره « 2 » ، آن « 3 » حكايت را از تواريخ مطالعه بايد نمود ، هيچ بيرون « 4 » نكرد و فايدهء نداد ، و نزديك مرد دانا مقرّر و محقّق است كه هر ابتدائى را انتهائى و هر كمالى را نقصانى است كه چون وقت آيد هيچ f . 153 b دافعهء پيش آن حايل نتواند بود و « 5 » قال رسول اللّه صلّى الله عليه و سلّم حقّ على اللّه ان لا يرفع شيئا الّا و يضعه « 6 » ، و درين هفته محتشم قلاع قهستان شمس الدّين دررسيد و فرمان يرليغ التماس كرد و با معتمدان ركن الدّين روان شد تا از گرد كوه « 7 » آغاز كنند « 8 » و تمامت قلاعى كه در حدود قهستان مانده بود زيادت از پنجاه قلعه كه با افلاك تطاول مىجستند و با كواكب تصاول مىكردند خراب كنند « 9 » و شراب تصوّرات
--> ( 1 ) كذا فى ح ، ج : برو ، ساير نسخ بيت دوّم را ندارند ، ( 2 ) يعنى با قلّت عدد و ذخيرهء قلعهء الموت ، ( 3 ) د ندارد ، ز : كه آن ، - جملهء « آن حكايت را از تواريخ مطالعه بايد نمود » جملهء معترضه است بين مبتدا و خبر ، ( 4 ) كذا فى ج د ه ى ( ) ، آ : بيرون ؟ ؟ ؟ ، ز : بيرون ؟ ؟ ؟ ، ح : پيروز ؟ ؟ ؟ شبى ( - بعلاوهء « شبى » كه در هيچيك از نسخ ديگر نيست ) ، ط : پيروز ، - تصحيح اين كلمه و فهم مقصود از آن بهيچوجه ميسّر نشد ، ( 5 ) ه اين واو را ندارد ، ( 6 ) رجوع كنيد بصحيح بخارى طبع بولاق ج 3 ص 202 و ج 7 ص 178 كه در هردو جا وضعه دارد بجاى و يضعه ، ( 7 ) كذا فى آ د ز ح ، ج ه : كرده كوه ، ( 8 ) د : كند ، ( 9 ) كذا فى ه ز ح ، د : كند ، ج : كردند ، آ : كستند ،